تبليغاتX
تلاش های ذهنی من - واي اگر آيت الله سيستاني پيروز شود

تلاش های ذهنی من

دیدگاه های من درباره مسایل اجتماعی- سیاسی و اندیشه

واي اگر آيت الله سيستاني پيروز شود

 

محمد‌ برقعي

 

احكام سياسي آيت اله سيستاني از پشتوانه عظيم مشروعيت ديني برخوردار است؛ در حالي كه مشروعيت نظرات آيت اله خامنه اي تنها متكي به قدرت سياسي است و بر هيچ مسلماني تعيين تكليف نميكند

 

هميشه در طول تاريخ رويكرد جوامع (نه افراد) به مذهب به دليل پاسخگويي مذهب به يك يا چند‌ نياز مادي و عيني جامعه در آن زمان است. رهبريت آيت الله خميني و صفت اسلامي يافتن انقلاب ايران نيز از همين قاعده پيروي كرد و اقبالي كه در اين ايام به آيت الله سيستاني در عراق ميشود نيز به پيروي از همين اصل است. به همين سبب چشم جهان اسلام و به تبع آن قدرتهاي سياسي در جهان نيز بر او و حركتهايش دوخته شده است.

پيروزي وي پي آمدهاي بسيار سختي براي روحانيون حاكم در ايران و عكس العمل هاي بسياري در جهان اسلام خواهد‌ داشت. پيش از بررسي اثرات رهبري او بر ايران بجا است اشارتي فهرست وار به امتيازات و اشكالات حركتي كه رهبريش را ايشان دارند، بشود.

 

امتيازات

از نگاه جهان اسلام:‌ الف ــ بينش او از عمل سياسي با بينش سنتي و جاافتاده جامعه ديني در جهان اسلام به مراتب بيش از نظريه ولايت فقيه هم خواني دارد. در جهان اسلام پيش از آيت الله خميني در ميان اهل تسنن بويژه و اهل تشيع پذيرفته شده بود كه حكومت را حكمرانان و سلاطين برعهده بگيرند. و كار علما محدود به نظارت بر آنان باشد تا مبادا كه از راه دين بيرون روند. علماي اهل تسنن حتي بيش از هزار سال است كه فتوا داده اند كه اطاعت از امير و والي مومنان به حكم آنكه وي حكومت ميكند واجب است حتي اگر وي فاسق و فاجر باشد.

به پيروي از اين فلسفه ي حاكم بر كليه جهان اسلام بود كه آيت الله خميني هم تا پيش از پيروزي انقلاب ميگفت من و روحانيون كاري به حكومت نخواهيم داشت و پس از سقوط طاغوت به مدارس خود بازميگرديم و نقش ديرينه روحانيت را اجرا ميكنيم. تنها پس از پيروزي انقلاب و فراهم آمدن شرايط بود كه ايشان هدف اصلي خود را فاش كردند و نظريه اي را به جهان اسلام ارائه كردند كه در ميان اهل تسنن هيچ‌ نشانه اي نداشت و در شيعه نيز مورد‌ قبول معدودي از روحانيت بود كه حتي آنان هم از ولايت مطلقه فقيه خبري نداشتند.

ب ــ رويه مورد نظر آيت الله سيستاني نه تنها از نقطه نظر فلسفه ديني در جهان اسلام سنتي ديرپا و جاافتاده دارد بلكه با تجربه انقلاب ايران عموم مراجع و علماي دين متوجه خطر دخالت دين در حكومت به شكل اداره حكومت توسط روحانيت شده اند و ديده اند كه فلسفه حكومت ايران تمام اعتبار مراجع ديني را به خطر انداخته و ملت را در برابر آنان قرار ميدهد. به همين سبب تقريبا كليه مراجع ديني معتبر جهان اسلام از شيعه و سني از جمله آيت الله سيستاني به شدت با نظريه ولايت فقيه مخالفت كرده اند. اما از آنجا كه رهبريت سياسي جهان اسلام به دست حكومت ايران افتاده و آيت الله خميني و پيروانش رهبريت مبارزه با غرب را ــ كه در جهان اسلام بسيار خريدار دارد ــ برعهده گرفتند، لذا صداي امثال آيت الله سيستاني شنيده نميشد. حال اگر آيت الله سيستاني بتواند با بسيج مردم، آمريكا را مجبور كند كه انتخابات عراق را به شيوه اي كه او ميگويد اجرا كند بار ديگر يك مرجع ديني اعتبار عظيمي را براي جهان اسلام و رهبران ديني آن خواهد خريد و چون به پيروي از سنت ديرينه حوزه ها و بويژه با توجه به تجربه حكومت آيت الله خميني نميخواهد وارد حكومت شود، لذا ناچار هم نميشود كه اعتبار كسب شده را خرج عوارض اجتناب ناپذير حكومت كند.

اهل فن ميدانند كه بيشتر علماي ديني و عمده مراجع شيعه و سني به شدت نگران صدماتي هستند كه ملايان ايران بر اعتبار اسلام وارد‌ كرده اند تا جايي كه حتي آيت الله حكيم پس از سالها اقامت در ايران و استفاده از امكانات ملايان حاكم در ايران در اولين لحظه ورود به عراق اعلام كرد كه خواهان حكومت ولي فقيه نيست. به همين سبب اكثريت علما و مراجع ديني جهان اسلام از پيروزي نظريه آيت الله سيستاني در مقابل ولايت فقيه استقبال ميكنند. نظريه اي كه ضمن ابراز قدرت اسلام، بسيج توده ها و مبارزه با استكبار جهاني، خواستار حكومت كردن و بي اعتبار كردن خود نيست ـ بويژه كه ارائه كننده اين نظريه خود مرجعي است معتبر كه در مقابله با مشروعيت آيت اله خميني از اعتبار كافي برخوردار است.

 

از ديدگاه غرب و ديگر قدرتهاي جهان

الف ــ از آنجا كه سياست، صحنه واقعيت ها و ممكن هاست نه ميدان آرمان ها و آرزوها، لذا در مقايسه با حكومت ولايت فقيه و رهبري ايران در جهان اسلام و همچنين موج رو به افزايش افراطي گري امثال طالبان و القاعده كه خواستار يك حكومت خيالي از صدر اسلام ـ كه بيشتر زاييده خيالات آنان است تا واقعيت ـ ميباشند، خط فكري آيت اله سيستاني بهترين خط ممكن است. خطي كه اين قدرتها از ديرباز به نوعي با آن سر كرده اند. در افغانستان هم در همين سال با پذيرش «جمهوري اسلامي افغانستان» به آن تن داده اند و در ايران هم به كمتر از آن يعني اصلاح طلبان حاضرند تن بدهند.

ب ـ‌ـ ايراد اساسي

آنچه آيت اله سيستاني از حكومت آينده عراق ميخواهد همان است كه نزديك به يك قرن قبل در انقلاب مشروطه در ايران مطرح بوده است و حال از نو در جهان اسلام پا گرفته است. حكومتي عرفي كه قوانينش مستقيم و غيرمستقيم از قوانين شرعي استنتاج يا اقتباس شود. همين كهنگي و عقب ماندگي انديشه است كه باعث ميشود نيروهاي روشنفكر ديني و غيرديني از پذيرش آن سر باز زنند، بويژه اينكه جريان عظيم فكري اي كه در دو دهه گذشته در ايران حركت كرده، بنيان تفكر ديني را در جهان اسلامي برهم ريخته است تا حدي كه ديگر راه بازگشت به يك قرن پيش راه مورد قبولي نميتواند باشد و اگر در شرايط بحراني سياسي هم تفكر ايشان حاكم شود چون بنيان هاي نظري آن به شدت آسيب پذيرفته است اين بنا دير يا زود فرو ميريزد.

چون در اين كوتاه جاي باز كردن اين بحث نيست به اين اشارت بسنده ميكنم كه آينده جهان اسلام را روشنفكران ديني به رهبريت روشنفكران ديني ايران تعيين خواهند كرد. همچنين شرايط موجود سياسي اجازه نخواهد داد كه  ايراد بزرگ و اساسي و حتي خطرناك نظر آيت اله سيستاني مورد توجه جهان اسلام و يا غرب قرار گيرد.

 

نتيجه

با توجه به شرايط دروني و بيروني جهان اسلام پيروزي آيت اله سيستاني ضربه بسيار سنگيني بر آيت اله خامنه اي و يارانش وارد خواهد كرد. زيرا همانگونه كه در نوشتار پيشين «ايران در پرتو جهان اسلام» گفته شد با فراگير شدن نارضايتي هاي ملت ايران از حاكمان خود، ملايان حاكم در ايران به شدت به رهبريت خود در جهان اسلام نياز دارند و اين هژموني كم كم تبديل به منبع اصلي قدرت آنان ميشود؛ چه در رابطه با توجيه مشروعيت خود در كشور و چه در رابطه با معامله و مذاكره با كشورهاي قدرتمند جهان، لذا پيروزي آيت اله سيستاني يكي از منابع اصلي قدرت حاكمان ايران را به خطر مي اندازد تا حدي كه آنان به سختي با نيرويي كه برايشان باقي ميماند قادر به كنترل و سركوب موج عظيم مخالفان داخلي خود خواهند بود.

اين احساس خطر تا بدانجا است كه اقتدارگرايان ايران كه تا چند ماه قبل در جهان اسلام ادعاي رهبريت داشتند حال چنان گيج و سر در گم شده اند كه سياست هايشان در رابطه با جهان اسلام همه عكس العملي شده است و با تناقض گويي هايشان به مقدار زيادي خود را بي اعتبار كرده اند. يعني در حالي كه در ايران مجلس را نيمه تعطيل كرده اند و براي كسب قدرت هرگونه راه شوق و ذوق شركت در انتخابات را بر مردم بسته اند و انتخابات ايران را در جهان مسخره كرده اند و حتي مردم عادي جهان غرب  ــ‌ چه رسد به ملت هاي اسلامي ــ هم از اعمال استبدادي آنان سخن ميگويند، آن وقت آيت اله خامنه اي و آقاي عسگراولادي و غيره از انتخابات آزاد آيت اله سيستاني در عراق حمايت ميكنند.

در پايان در اين رقابت خواسته يا ناخواسته ميان آيت اله سيستاني و آيت اله خامنه اي و يارانش، آيت اله سيستاني دست بالا را دارد زيرا او مرجع مسلم است در حالي كه هيچ يك از ملايان حكومتگر ايران حتي ولي فقيه آن داراي مقام مرجعيت واقعي و پذيرفته شده نيستند. احكام سياسي آيت اله سيستاني از پشتوانه عظيم مشروعيت ديني برخوردار است؛ همان ويژگي كه به احكام و فتواي آيت اله خميني اعتبار ميبخشيد، در حالي كه مشروعيت نظرات آيت اله خامنه اي تنها متكي به قدرت سياسي است و بر هيچ مسلماني تعيين تكليف نميكند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 2:22  توسط محمد برقعی  |