تبليغاتX
تلاش های ذهنی من

تلاش های ذهنی من

دیدگاه های من درباره مسایل اجتماعی- سیاسی و اندیشه

كثرت گرايي ديني (بخش سوم)

 

اگر از فرصت طلبي هاي حاكماني كه براي كسب ثروت دين را بهانه غارت مي كردند درگذريم به طور كلي در نظام حقوقي اسلام و آموزش هاي آن به دلايلي كه ذكر شد زمينه مساعدي براي رشد آسان گيري و مدارا با ساير اديان وجود دارد

 

"تحمل" يك مفهوم حقوقي است كه با ضمانت قانون در جامعه اجرا مي شود. در حالي كه "تساهل و تسامح" بيشتر يك مفهوم اخلاقي است و ضامن اصلي پياده شدن در جامعه نيز اخلاقيات و وجدان و احساسات افراد است

 

به نظر مي رسد اين افراط گرايي ديني و خشونت هاي حاصل از آن عمري طولاني نخواهد داشت و وزش اين بادهاي مسموم فروكش خواهد كرد، زيرا ارزش هايي كه مدرنيته در اين جوامع ايجاد كرده ريشه دارتر از آن است كه با اين بادهاي مسموم ريشه كن شوند

 

دكتر محمد برقعي

تساهل و تسامح

تساهل: آسان گرفتن و سهل گرفتن بر يكديگر و آسان گفتن

تسامح: به نرمي رفتار كردن، مدارا كردن

                                                           فرهنگ معين

     

اسلام از همان آغاز پيدايش ناگزير به همزيستي با ساير اديان بود. مسيحيتي كه چون او تماميتخواه بود قرن ها پيش از آن به وجود آمده بود و در همان زادگاه او پيرواني داشت. يهوديت نيز همچنين. به علاوه اسلام در كنار آن دو خود را از تبار اديان ابراهيمي مي دانست و لذا حقانيت آنان را انكار نمي توانست. دين زرتشتي نيز كه مفاهيمي فراقومي داشت، اما انحصارطلب نبود، همسايه او بود و از همان آغاز يكي از نزديك ترين ياران پيامبر سلمان فارسي، پرورده آن مكتب بود.

همين ضرورت ها انديشه تساهل و تسامح را در آموزش هاي اسلام وارد كرد كه هميشه همسايگي و همزيستي چنين مي كند. از جمله در مورد ‌مسيحيان  كشورهاي غربي يا اروپا به دليل انزواي جغرافيايي شان ديديم كه تنگ نظري و مخالفت با هر غيرمسيحي بسيار قوي بود و هر غيرمسيحي را كافر مي دانستند و هر جا كه فرصت مي يافتند قتل عام مي كردند چه در جنگ هاي صليبي و چه پس از باز پس گرفتن اسپانيا از مسلمانان. در حالي كه مسيحيان روم شرقي كه هزار سال در استانبول بودند و مسلمانان آنان را، نه ساكنان رم و كليساي كاتوليك را، به نام رومي مي شناسند رابطه اي مثل دو همسايه با مسلمانان داشتند جنگ بر سر قدرت و در عين حال آشتي و احترام متقابل پس از آن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 5:6  توسط محمد برقعی  | 

كثرت گرايي ديني (بخش دوم)

 

دكتر محمد برقعي

 

در بخش نخست بحث شد‌ كه كثرت گرايي ديني مشكل تنها دو دين اسلام و مسيحيت است، زيرا تنها اين دو دين هستند كه مدعي داشتن راه نجات انحصاري براي تمام بشريت در همه ادوار تاريخي هستند. همچنين اين هر دو به گناه اوليه انسان اعتقاد دارند. گناهي كه نشان غفلت و وسوسه پذيري انسان است پس هدايت الهي براي سعادت او لازم است. از اين روي نجات و راهنمايي همه انسانها را وظيفه خود مي دانند و در طول تاريخ هم به شيوه تبليغي و صلح آميز يا از طريق اعمال زور و تهاجم نظامي به دنبال اين مقصود بوده اند.

در مقابل انديشمندان و روشن انديشان اين دو دين نيز هر كدام از زاويه اي متناسب با زمان و مكان خود براي مصونيت ساير اديان و نظام هاي عقيدتي از دست اندازي متعصبان دين شان كوشش كرده اند. در جهان مسيحيت "تحمل" Tolerance مطرح شد و در جهان اسلام تساهل و تسامح. در ذيل به تعريف اين دو مفهوم، چگونگي پيدايش آنها و تفاوتشان با يكديگر و بالاخره به كاربردشان در جهان امروز مي پردازيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 5:2  توسط محمد برقعی  | 

كثرت گرايي ديني (بخش اول)

 

دكتر محمد برقعي

 

موضوع كثرت گرايي ديني بحث روز است، اما در بسياري از موارد به جاي فهم دقيق مسئله و موضع گيري بر مبناي شناخت درست، خيال و ذهنيت به كار مي رود و خشم از عملكرد نظام حاكم ما را به كج راهه مي برد. مثلا روش و نظريه كثرت گرايي در غرب آرماني ساخته مي شود كه گويي تنهاترين و كامل ترين راه براي دستيابي به اين مقصد است، و يا وقتي اين بحث با غرور ملي در هم مي آميزد كساني با نقل مطالب نوشته بر كتيبه ها و شواهد آوردن از تاريخ ايران در قبل از اسلام، مدعي اين ادعاي خام مي شوند كه شاهان ايران باستان، و بر فراز همه كوروش، از سر آزادمنشي مبلغ آزادي همه مذاهب بوده و به آزادي اديان باور داشته اند و لذا از چند هزار سال قبل پيشگام عمل به حقوق بشر بوده اند. ايرانيان به تنگ آمده از ستم و زورگويي و تنگ نظري حاكم نيز اين سخن غرور آميز را با جان و دل مي خرند و با سربلندي مي گويند ما ايرانيان پيش از همه ملل به آزادي اديان معتقد بوده ايم و انحصارگرايي ديني متعلق به اعراب و به اسلام به زور آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 5:50  توسط محمد برقعی  |